منش مدیریت درجامعه اسلامی

خاطره جالبی از ساده زیستی میرحسین موسوی

قرار بود مقامات مثل مردم باشند٬درست مثل خود آنها. هیچ چیز نتواند آنها را از دیگران متمایزکند.در آن روز اتاق های مدیران چه مبلمان ساده ای داشت...



19/2/1388


ساده زیستی و مردمی بودن مسئولان کشور، چند صباحی است که دوباره به عنوان یکی از ویژگیهای ارزشمند مسئولین تبدیل شده و سهم به سزایی در مکانیزم انتخاب مردم دارد.

به گزارش سرویس فرهنگی جهان، در روزگاری که برخی فرهنگ های تکنوکراتانه و شیوه های مدیریت غربی(مدیریت سکولار) جایگزین اخلاق و منش مدیریت اسلامی شده بود، بازگشت برخی از شعائر اسلامی در حوزه مدیریتی را باید غنیمت شمرد.

امروز بر خلاف دوره های اخیر انتخابات ریاست جمهوری شاهدیم که حداقل سه نامزد از چهار نامزد مطرح انتخاباتی به مردمی بودن و ساده زیستی شهرت دارند و به تائید بسیاری از اطرافیانشان این مساله تنها شعاری برای ایجاد مقبولیت نیست بلکه جزء خصایص ذاتی و اعتقادی این کاندیداهاست که در شرایط فعلی با توجه به گفتمان موجود، این اخلاق حسنه به عنوان تبلیغ قابل ارائه می باشد.

هرچند که ساده زیستی و مردمی بودن به تنهایی نمی تواند ملاک کافی برای انتخاب صحیح باشد اما یکی از معیارهای جانبی ولی مهم (در کنار سایر توانمندی های مدیریتی و مسائل اعتقادی) به شمار می رود.

در همین رابطه یک روزنامه نگار اصلاح طلب چندی پیش در وبلاگش به نقل خاطره جالبی از نخست وزیر دوران دفاع مقدس پرداخته که در ادامه بخشهایی از آن را می خوانید.

درست یادم نیست چه ماهی بو د و یا چه سالی٬در آن روزها در صفحه آخر روزنامه اعتماد ستونی داشتم که در آن قلم می زدم.از خیابان فرهنگ پیاده داشتم می رفتم سرکار. کمی بالاتر از چهارراه سپه٬میر حسین موسوی را دیدم که تنها و سر به زیر داشت قدم می زد. گمانم داشت به فرهنگستان هنر می رفت. حس عجیبی داشتم. نمی خواستم به طرفش بروم و آن تنهایی خاص را به هم بزنم. سوار ماشین شدم و از پشت شیشه نگاهش کردم و با خودم گفتم٬یعنی با خود بلند گفتم:"نخست وزیر در خیابان"! سرنشینان خودرو صدایم را شنیدند و بر گشتند نگاهش کردند. خانمی گفت:آدم باید مرد باشد که در اوج قدرت کنار برود و مثل همه ما تنها در پیاده رو قدم بزند.

همان روز حسم را از تنهایی او و عظمتی که این تنهایی داشت در روزنامه اعتماد قلمی کردم. بعد ها کسی از من پرسید آیا موسوی تماس گرفت و تشکری کرد. جوابی ناخودآگاه به او دادم که مرا از درون شکست چرا که نسبت به چاپ آن یادداشت به تردیدم کشید٬گفتم شاید از اینکه از تنهایی اش و از قدم زدن در پیاده رویش نوشتم ناراحت شده باشد. شاید نمی خواست هیچکس بداند.

سال پنجاه و هفت یکی از ارزشهایی که در جامعه جوانه داد ولی قد نکشید ساده زیستی بود. قرار بود مقامات مثل مردم باشند٬درست مثل خود آنها. هیچ چیز نتواند آنها را از دیگران متمایزکند.در آن روز اتاق های مدیران چه مبلمان ساده ای داشت. هیچ کس به روزنامه نگاران هدایای گرانبها تعارف نمی کرد و مردم را پشت در و در برابر تکبر منشی ها٬نگاه نمی داشت ولی آنها را جدی می گرفت و کارشان را راه می انداخت. همه یک اندازه ارزش داشتند٬یعنی قرار بود تمرین کنیم داشته باشند.

منبع : سایت انتخابات ریاست جمهوری

اهمیت تغییر

روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد:
من کور هستم لطفا کمک کنيد !
روزنامه نگار خلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آنروز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که آن تابلو را نوشته بگويد که بر روي ان چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده ميشد:
امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم !!!!!
وقتي کارتان را نميتوانيد پيش ببريد، استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممکن خواهد شد. باور داشته باشيد، هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است.
حتي براي کوچکترين اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مايه بگذاريد. اين رمز موفقيت است .... لبخند بزنيد.


از :اکرم محمدی

چگونه فردي جذاب، با نفوذ و تاثيرگذار باشيم؟


 
بيشتر اوقات زندگي روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با ديگران ميگذرد. در منزل، محل كار، خيابان، تاكسي، مغازه، كلاس درس و … در اين ميان هميشه عده‏اي انگشت شمار از افراد در ميان ديگران برتر بوده و نامشان زبانزد ديگران است. همچنين هميشه باعث جذب سايرين شده و در كل افرادي پرنفوذ و تاثيرگذار هستند. البته جذابيت شخصيتي با جذابيت زيبا بودن فرق دارد. جذابيت و گيرايي شخصيتي كاملا اكتسابي است و آگاهانه و يا ناآگاهانه كسب ميشود. اينگونه افراد هيچ فرقي با ديگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و يا اينكه جادوگري بدانند بلكه به صورت دانسته و يا ناخودآگاه يك سري قوانين را هميشه رعايت مي‏نمايند كه همين قوانين عامل برتري و جذب ديگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نيز مي‏توانيم اينطور باشيم. در اينجا به بعضي از اين عوامل اشاره‏اي مختصر مي‏نمايم :

1- كمتر حرف بزنيم : اين بدان معنا نيست كه حرف نزنيم و يا سرمان در لاك خودمان باشد. بلكه هرجا نياز به صحبت كردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ايراد كنيم. متاسفانه بعضي افراد اينطور برداشت مي‏نمايند كه كم گويي يعني هيچ‏گويي و همين امر باعث منزوي شدن و دور شدن از اجتماع مي‏گردد.

2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانيه فكر كنيم : فكر كردن قبل از شروع صحبت هر چند كم و كوتاه باعث گزيده‏گويي شده و از هرگونه گاف زدن و همچنين بيهوده گويي و با عجله صحبت كردن جلوگيري مي‏كند. حتما ديده‏ايد افرادي كه پس از شنيدن حرفي يا سوالي مدت زماني كوتاه آنرا حلاجي نموده و سپس بيان مي‏نمايند و اكثر اوقات جواب آنها بسيار متين و درست است و هيچ جاي ايراد نيست. اما امان از افرادي كه آنچه به ذهنشان مي‏آيد را بيان مي‏نمايند، بدون اينكه حتي لحظه‏اي در مورد آن فكر كنند. به اصطلاح با صداي بلند فكر ‏مي‏كنند و اكثر اوقات حرفهايي مي‏زنند كه باعث پشيمانيشان مي‏گردد. فكر كردن آسان است. تمرين كنيم.

3- با صداي بلند نخنديم : خنده با صداي بلند شخصيت انسان را زير سوال مي‏برد. هيچ انسان گرانمايه‏اي را نخواهيد ديد كه با صداي بلند خنديده و يا قهقهه بزند. از بازيگران معروف سينما (در زندگي شخصي) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صداي بلند خنديدن باعث جلب توجه ديگران شده و با توجه به اينكه ديگران نمي‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها مي‏شود.

4- لبخند بزنيم : يك لبخند كوچك باعث جذب مي‏شود. هر انسان داراي كودك دروني است كه آن كودك درون به آنچه كه خود بخواهد جذب مي‏شود چه بخواهيم و چه نخواهيم. اخلاق كودك درون دقيقا مانند كودكان است و به چيزهاي زيبا عكس العمل مثبت نشان مي‏دهد. پس همانطور كه يك كودك جذب يك لبخند مي‏شود، ما نيز جذب چهره‏هاي بشاش و خنده‏رو مي‏شويم. همچنين لبخند باعث زيباشدن چهره مي‏شود.

5- در امور ديگران دخالت نكنيم : برايتان چقدر پيش آمده كه با تلفن همراه يا شخصي ديگر صحبت مي‏كرده ‏ايد كه دقيقا پس از پايان صحبت، يك نفر ديگر آمده وگفته "چي شده؟"؟ حتما برايتان پيش آمده است كه اين قضيه كمي باعث تنفر شما شده است. امور ديگران به ما ربطي ندارد زيرا اگر ربط داشت، با ما نيز در ميان گذاشته مي‎‏شد. دخالت در امور ديگران باعث دفع آنها شده و نوعي دورشدن را ايجاد مي‏نمايد. زيرا با توجه به شناختي كه افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتي صحبت مقابل وي خودداري مي‏كنند.

6- شوخ طبع باشيم ولي بسيار بسيار كم شوخي كنيم : شوخي هرقدر هم كوچك مي‏تواند باعث رنجش شود مگر اينكه اين شوخي با فكر قبلي و بررسي بيان شده و يا انجام شود. مثلا شوخي‏هايي كه با شخصيت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصيت مي‏شود. شوخي اگر در حد يك لبخند كوچك و مليح باشد، بسيار شيرين است و نه بيشتر. شوخي فراوان انرژي ذهني را كاسته و جذابيت را از بين مي برد. چراكه شوخي بتدريج پرده هاي حرمت را پاره كرده و كم كم موجب بي احترامي مي شود. با اين حال تبسم به چهره جذابيتي عميق مي بخشد. در تبسم سنگيني و متانت موج مي زند ولي در خنده زيادي و شوخي سبكي و كاهش جذابيت نهفته است.

7- آنچه هستيم باشيم : از بيان حرفهاي بيخودي و دروغ و بزرگ كردن خود بپرهيزيم. آنچه كه هستيم باشيم به اين معنا كه خود را بزرگتر از آنچه هستيم جلوه ندهيم و سعي نكنيم خود را به زور در دل مردم جاي دهيم.

8- به وضع ظاهري خود برسيم : يكي از عواملي كه باعث تاثيرگذاري در بين سايرين مي‏شود، خوش لباسي، خوشبويي و خوش صورتي است. مطمئنا هيچ كس دوست ندارد با شخصي كه دهان او بوي بد مي‏دهد و يا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اينكه هماهنگي و پاكيزگي ناخودآگاه باعث جذب مردم مي شود. البته بايد دقت شود كه لباس هاي عجيب و غريب باعث جذب نمي شود. تميزي و اطوي لباس، موهاي مرتب، دهان خوشبو مجذوب كننده است. اما آراستگي ظاهري فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمي شود بلكه حرفهاي زيبا، جملات مثبت، اعمال درست نيز باعث جذب است.

9- سكوت را تمرين كنيم : بعضي افراد مي پندارند كه هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بيشتر جذب مي شوند ولي اينطور نيست. سكوت تاثيري ذهني در افراد مي گذارد. هنگام سكوت، در اطراف خود ايجاد خلاء مي نماييم و اين خود باعث جاذبه است. ضمن اينكه سكوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان مي دهد، زمينه اي مناسب براي صميميت است. البته سكوت ناشي از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث كاهش جذابيت است. همچنين نرم و با ملايمت صحبت كنيم چراكه جيغ، داد و هوار، بلند صحبت كردن و خشن و عصبي بودن باعث قطع اعتماد مردم مي شود.

10- فرد محترمي باشيم : به خود و ديگران احترام بگذاريم. بي ادبي در كلام و گفتار و رفتار از جذابيت بسيار مي كاهد. بايد در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متين و محترم بي ترديد جذاب تر از بي ادبان است. هتاكي و ناسزا گفتن حتي به افراد بدصفت و بي شخصيت و همچنين تحقير و تمسخر و غيبت و بدگويي مخالف با احترام است.

11- در رفتار و كلام قاطعيت داشته باشيم : سست عنصر نبودن و پاي تصميمات و تعهدات ماندن موجب جذابيت است. افرادي كه شخصيتي قاطع دارند هدفهاي مشخص و ارزشهاي معيني و برنامه هاي مدوني دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست هاي بي ارزش ديگران موجب رويش جذابيت است. بعضي افراد خود را فداي اين و آن مي كنند و هركار مثبت يا منفي را قبول ميكنند و اينطور مي خواهد در دل ديگران رخنه كنند كه نمي شود. جذابيت يعني مصمم بودن و قاطعيت در رفتار و گفتار.

12- مراقب اميال و غرايز شخصي خود باشيم : افراد داراي شخصيت مسلط و چيره بر غرايز و اميال، داراي تسلط بيشتري هستند. كساني كه بر ميل جنسي، ميل غذا خوردن، عواطف و هيجانات خود مسلط هستند، جذابيت معنوي دارند. تاثير رواني گذاشته و انرژي مثبت از وجودشان فوران مي كند. كساني كه غريزي و هوي هوسي هستند و مدام در پاسخ به اميال خود به سر مي برند و نمي توانند خود را كنترل نمايند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نيستند، هيچگاه به جذابيتي كه انتظار دارند دست نخواهند يافت و مسلما بدون كسب جذابيت از تاثيرگذاري هم خبري نيست.

 

                           دیگران را درموفقیت های خود شریک کنید

 

شنبه، 4 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

برسی و تحلیلی بر کاندیدهای احتمالی اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری دهم

به نقل از خبرگذاری آفتاب محمدرضا عارف معاون اول رئیس جمهور سابق در دوران اصلاحات اعلام کرده است که حاضر است در صورت عدم کاندیتاتوری سید محد خاتمی، به عرصه رقابت ریاست جمهوری دهم پا بگذارد، متن خبر به شرح زیر است :

به گزارش گروه دریافت خبر آفتاب، محمدرضا عارف، معاون اول رییس جمهور در دولت اصلاحات با اشاره به مشکلات موجود در کشور و ضرورت اصلاح امور جامعه و بازگرداندن امور در مسیر صحیح خود که همان اجرای سیاست‌های بالادستی تصویب و تأیید شده مجموعه نظام می‌باشد با تأکید بر اصلح بودن آقای خاتمی برای حضور در صحنه انتخابات آتی ریاست جمهوری گفت: «از نظر من آقای خاتمی بهترین شخص برای اداره امور کشور است اما اگر ایشان بنا به هر دلیلی نخواهند در صحنه حضور یابند با توجه به مشکلات و تهدیدات موجود پیش روی کشور برای حضور در صحنه انتخابات آتی ریاست جمهوری آمادگی دارم».

پیرامون نقد این خبر و اقدام دکتر عارف در این مورد می‌توان دلایل زیر را برشمرد:

اول اینکه، محمد رضا عارف، معاون اول سابق دولت اصلاحات، کاریزمای رهبری اصلاحات را ندارد، اصلاحات رهبری با کاریزمای بالا می‌خواهد که بتواند با بسیج مردم و رهبری مجمع جزایر احزاب اصلاح طلب به موفقیت برسد، محمدرضا عارف با همه خصوصیات مثبت شخصیتی و تخصصی‌شان، فاقد این کاریزمای درونی هستند، فلذا اگر ایشان کاندید شوند ما خواهیم دید که مردم دوباره آقای احمدی‌نژاد را انتخاب خواهند کرد یا آقای قالیباف را، آقای احمدی‌نژاد را به خاطر آن پوپولیسم مشهورشان که تولید یک کاریزمای عدالت خواه می‌کند و آقای قالیباف را چون کاریزمای رهبری یک جریان اصولگرای معتدل را در این سه سال با مبارزه منفی با دولت در سمت شهرداری تهران نشان داده اند. آقای عارف نمی‌توانند بسیج عمومی بر علیه این دو بکنند الا با عوام فریبی و اتحاد همه اصلاح طلبان و نشان دادن یک چهره مقتدر در رهبری اصلاحات تا زمان انتخابات، تا مردم احساس کنند یک رهبری می‌خواهد بیاید که هم اصلاح طلب است و هم برخلاف سید محمدخاتمی مقتدر است و ترسو نیست، چهره‌ای که من در این چند سال از آقای عارف ندیدم. ( من ندیدم شاید ایشان واجد این شخصیت باشند و من به دلیل عدم شناخت خطا کنم )

دوم اینکه آقای عارف هرگز نمی‌توانند مورد اجماع مجمع الجزایر احزاب اصلاح طلب واقع بشوند و اگر ایشان کاندید شوند ما شاهد خواهیم بود که با وجود حمایت مجمع روحانیون مبارز و شاید کارگزاران و برخی احزاب متعدل اصلاح طلب از ایشان، احزابی مانند مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی که طیف تندرو اصلاحات را تشکیل می‌دهند و حزب اعتماد ملی که حزب چپ میانه اصلاحات است، ساز مخالف بزنند و کارشکنی کنند و اتحاد نکنند تا ایشان کاندیدای واحد اصلاحات شوند، فلذا از یک طرف آقای کروبی از طرف اعتماد ملی کاندید خواهد شد و از طرف دیگر مشارکتی‌ها به دنبال افرادی همچون محمدرضا خاتمی، عبدالله رمضان زاده، صفایی فراهانی فر و دیگر تندورهای اصلاح طلب بروند. پس اینجا هم می‌بینیم که اگر آقای عارف بیایند جبهه اصلاحات مانند ریاست جمهوری نهم چند پاره می‌شود و با چند پاره شدن متعاقبا رای‌هایشان نیز چند تکه می‌شود و دوباره تجربه شکستشان تکرار می‌شود. ( تنها در صورت اتحاد کامل همه اصلاح طلبان آقای عارف شانسی برای پیروزی دارند. )

سوم، آقای عارف یک آدمی هستند دمدمی مزاج مانند آقای سید محمد خاتمی، از این نظر که اگر شرایط مثبت باشد حاضراند و اگر شرایط منفی شود جا می‌زنند، این را می‌توان از انصراف ایشان از کاندیداتوری مجلس هشتم دید، اصلاح طلبان اگر می‌خواهند وجهه از دست رفته‌شان را بازسازی کنند و مردم را نسبت به خودشان مطمئن کنند و به قدرت بازگردند نیاز به رهبری دارند که بتواند مانند آقای احمدی‌نژاد جسور و شجاع باشد و رئیس جمهوری کند، نه اینکه به دست این و آن نگاه کند و نگران حرف‌های این و آن باشد، باید اقتدار مدریتی داشته باشد و اگر حرفی زد و یا کاری خواست بکند با قدرت به دنبالش باشد نه اینکه مانند آقای خاتمی اینقدر دست دست کند تا همه از او نومید شوند، به نظر من آقای عارف مانند آقای خاتمی این ویژگی منفی شخصیتی را دارند و من بعید میدانم فردی با این ویژگی‌ها رئیس جمهور خوبی باشد !

این سه عامل باعث می‌شنود ما نتوانیم شاهد پا گرفتن یک موج اصلاح طلبی در زمانه محافظه‌کاری برای انتخابات ریاست جمهوری دهم باشیم؛ بی‌شک زمانه زمانه محافظه‌کاری است و اصلاح طلبان اگر می‌خواهند با همه محدودیت‌های موجود بازگشت به قدرت کنند، حداقل باید به چهره‌های روی بیاورند که کاریزمای بالایی برای به بسیج کردن طبقه متوسط – طبقه حامی اصلاحات – و به پای صندوق آوردن اینها داشته باشند تا بتوانند در کنار حامیان محافظه‌کاران و اقشار ضعیف که طرفدار آقای احمدی‌نژاد هستند قد علم کنند، مگرنه ما چهره‌‌ای که نتواند حامیان اصلی اصلاحات را به پای صندوق‌ها بکشاند و دوباره اختلاف درونی را تشدید کند و قهر با صندوقها و پخش شدن رای‌ها را جلوگیری کند، نمی‌توانیم قبول کنیم. هرچند که این چهره‌ها بسیار شاسته و اصلح باشند و مورد قبول سیاستمداران برجسته.

به نظر نگارنده اصلاح طلبان باید هرچه سریعتر تکلیفشان را با انتخابات و خودشان مشخص کنند، اگر به دنبال قدرت هستند باید خودشان را تغییر دهند و با ایجاد یک «حزب فراگیر اصلاح طلب» و رو آوردن به چهره‌هایی که می‌توانند تولید قدرت بکنند و مردم را بسیج کنند، پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم بگذارند، مگرنه اگر اصلاح طلبان نمی‌خواهند خودشان را تغییر دهد، بهتر آن است که جا را برای چهره‌های معتدل اصولگرا باز کنند، زیرا کشور خسته شده است از اصلاحات بی‌هدف و بی‌برنامه و اصولگرایی تندروانه، خوب است که تجربه‌ای جدیدتر انجام دهد و چه تجربه‌ای بهتر از تجربه محافظه‌کاری میانه رو یا اصلاح طلبی میانه رو و با برنامه ؟

اصلاح‌طلبان به دلیل نبودن در دایره قدرت باید هرچه سریعتر و در طی 3 ماه آینده کاندیدای واحد خودشان را معرفی کنند و با تمام قوا بروی این کاندیدا مانور بدهند تا در مدت باقی‌مانده هم هزینه رد صلاحیت این کاندیدا بسیار بالا رود و هم مردم هرچه بیشتر با چهره او آشنایی پیدا کنند؛ اگر که اصلاح طلبان این رندی را انجام دهند و بتوانند با استفاده از شکست‌های اقتصادی دولتی، کاندیدای خودشان را بیشتر مطرح کنند؛ می‌توانند امیدوار باشند تا در انتخابات ریاست جمهوری دهم شانسی برای موفقیت دارند، اما اگر بی‌برنامگی بر جناح اصلاح طلب همچنان ادامه داشته باشد و ما دو ماه قبل از انتخابات یا یک هفته قبل از آن شاهد ظهور کاندیدها شویم، شانس اصلاح طلبان برای تصاحب دولت بسیار پایین است، چون طبقه حامی اصلاح طلبان که اغلب از طبقه متوسط هستند، برخلاف طبقه مذهبی و محافظه‌کار حامی اصولگرایان و طبقه ضعیف حامی آقای احمدی‌نژاد بسیار حساس‌اند و به پای صندوق آوردن اینها جز با برنامه ریزی کمپینی بلند مدت میسر نمی‌شود.

به نظر نگارنده، باتوجه به عدم موفقیت سید محد خاتمی در رهبری اصلاحات و پیش بردن آن و همچنین اعلام بازنشستگی سیاسی از طرف ایشان، بهتر آن است که نه ایشان در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندید شوند و نه کاندیدهایی که خط و مشی شبیه ایشان دارند، آقای خاتمی اگر دوباره کاندید شوند حتی آنها که دوم خرداد نیز به او رای دادند نیز تصور دیگری درموردشان می‌کنند و احتمال رای آوردن ایشان در مقابل آقای احمدی‌نژاد همانند رای آوردن آقای هاشمی رفسنجانی در برابر احمدی‌نژاد است و مردم به دلیل نماد کهنگی بودن ایشان و عدم کارامدی ایشان و ضعف‌هایی مانند نداشتن اعتماد بنفس و دهن‌بینی و ترسو بودن و … ایشان، ممکن است که از بین ایشان و کاندیدهای اصولگرا، اصولگرایان را انتخاب کنند.

اصلاحات اگر می‌خواهد حرفی برای گفتن داشته باشد باید برود به سمت کاندیدهایی که هم توانایی بسیج عمومی داشته باشند و هم مورد اجماع همه طیف‌های اصلاح طلبی باشند و هم شخصیت رهبری مقتدر اصلاحات را داشته باشد و جسور، شجاع و با اعتماد بنفس بالا باشند. هستند در میان اصلاح طلبان که این شجاعت را دارند اما مورد حمایت نیستند و خودشان نیز سطح پروازی محدود را برای خودشان در نظر می‌گیرند و با خودشان نیز تعارف دارند.

در زیر به برسی و تحلیل عده‌ای از گزینه‌های احتمالی اصلاح طلبان می‌پردازیم :‌

حجت اسلام والمسلمین سید حسن خمینی

به نظر نگارنده ایشان کاریزمای بالایی برای رهبری اصلاحات دارند، زیرا هم می‌توانند مورد اقبال جوانان واقع شوند، هم محافظه‌کاران میانه رو را به طرف خودشان جذب کنند و هم با توجه به چهره و شخصیت درونی‌شان طبقه متوسط را بسیج کنند؛ همینطور ایشان تنها کندیدایی می‌توانند باشند که بی چون و چرا مورد اجماع تمامی اصلاح طلبان از مجمع روحانیت مبارز گرفته تا کارگزاران سازندگی و از اعتماد ملی گرفته تا مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی واقع شوند و به نوعی اتحادی مانند دوم خرداد را تولید کنند، همینطور باید این را مد نظر داشت که سید حسن آقای خمینی جدای از اینها پشتوانه خانواده خمینی‌ها را به همراه دارد و خودشان نیز از اقتدار مطلوبی برای مدریت برخوردارند و می‌توانند بر خلاف سید محمد خاتمی جسورانه و شجاعانه رفتار کنند اگر که اصلاح طلبان بتوانند ایشان را به کاندیتاتوری متمایل کنند و همچنین از ایشان حمایت کنند و ابزارهای لازم را که همانا یک حزب تحت فرمان «فراگیر اصلاح طلب» است را در دسترسشان قرار بدهند، نگارنده معتقد است در این صورت غوغایی می‌تواند برپا شود ! (توجه شود که وصیت آیت الله خمینی به خانواده اش این بوده که تا زمانیکه افراد اصلح تز از شما وجود دارند وارد سیاست نشوید اما زمانیکه کسی نبود، وظیفه دارید وارد صحنه شوید، شاید امروز نیاز باشد که نوه ایشان وارد صحنه شود، پس بهتر است که اصلاح طلبان تلاششان را بکنند)

حجت اسلام والمسلمین مهدی کروبی

مهدی کروبی نیز گزینه خوبی است، زیرا از فردای ریاست جمهوری دهم به فکر کسب قدرت بوده است و اقتدارش را در رهبری اعتماد ملی نشان داده است و نشان داده است که به دنبال چهره‌ای میانه رو تر از اصلاحات است و می‌خواهد بر خلاف دوران سید محمد خاتمی اصلاحات برنامه ریزی شده تر و منسجم تر و کارامد تری را انجام دهد، برای همین مهدی کروبی گزینه قابل تاملی است، زیرا به مانند بقیه اصلاح طلبان ریا نمی‌کند و پرده پوشی نمی‌کند که چقدر قدرت را دوست دارد، او یک چهره مناسب برای رهبری اصلاحات است و شاید بتوان گفت از معدود ویژگی‌های منفی اش همین غیر قابل اجماع بودنش توسط دو قطب راست مدرن و چپ مدرن اصلاحات است که اگر چنین شود با وجود اینکه کروبی می‌تواند چهره ای معتدل از اصلاحات را نمایش دهد و جسورانه تر رهبری کند و به معنای واقع رهبری کند، می‌توانند عامل چند پارگی اصلاح طلبان نیز بشوند و همچنین ایشان نمی‌توانند آن قشری از هواداران اصلاح طلب را که خواهان اصلاحات شتباکارانه‌اند را دور خودشان جمع کند و به نوعی توانایی بسیج عمومی ایشان محدودتر است و ایشان بیشتر می‌توانند قشر متوسط ضعیف را رهبری کنند نه بالاتر را، قشری که میتواند مورد هدف آقای احمدی‌نژاد نیز قرار بگیرد.

 

حجت اسلام والمسلمین عبدالله نوری

عبدالله نوری اگر حاضر شود به سیاست بازگردد و تایید صلاحیت شود، می‌تواند تنها اصلاح طلبی باشد که هم سابقه اجرایی خوبی دارد ( برخلاف سید حسن خمینی ) هم جسارت داشته که در مواقع ضروری اصلاحات را فدای بقا نکند و هم بتواند جوانان را متحد کند، همچنین عبدالله نوری می‌تواند مورد اجماع تمامی احزاب اصلاح طلب - الا احتمالا اعتماد ملی - قرار گیرد، او براستی می‌تواند اصلاحات را با قدرت رهبری کند و چهره‌ای رادیکال‌تر اما کارامدتر و جسورتر را از اصلاح طلبی نشان دهد، منتها احتمال تایید صلاحیت شدن ایشان پایین است و ایشان نیز تمایلی به ورود دوباره به عرصه سیاست ندارند اما اگر می‌آمدند می‌توانستند هم یک کاندیدای پخته باشند، هم جسور و هم مدیر، بد نیست بزرگان اصلاحات تلاششان را برای به صحنه آوردن او بکنند.

غلامحسین کرباسچی و سید حسین مرعشی

غلامحسین کرباسچی و سید حسین مرعشی دو تکنوکرات برجسته حزب کارگزاران سازندگی از جمله گزینه‌هایی هستند که می‌شود روی آنها تامل کرد، منتها در مورد آقای غلام حسین کرباسچی سد رد صلاحیت وجود دارد و در مورد آقای مرعشی نیز این سد وجود دارد که، ایشان مورد اجماع همه اصلاح طلبان نیستند و همینطور ایشان قادر به بسیج همگانی نیستند زیرا گرچه که مدیری مقتدر هستند و کاریزمای رهبری خوبی دارند اما به دلیل عدم شناخت توده از قابلیت‌های ایشان، این مشکل وجود دارد که نتوانند در برابر پوپولیست ها رقابت کنند، بنوعی وضعیت آقای مرعشی شبیه دکتر محمدرضا عارف است، که در عین شایستگی مورد عدم مقبولیت تام و تمام هستند، در مورد آقای کرباسچی قضیه فرق می‌کند، ایشان چون اوج مشهوریتشان با شهرداری تهران بوده، با وجود محکومیت به اتهام فساد اداری، از چهره‌های محبوب در تهران و کشور محسوب می‌شوند و مردم اکثرا ایشان را به عنوان یک مدیر اسطوره‌ای می‌شناسند که به خاطر اسطوره شدن مورد عتاب قرار گرفت، این ویژگی قهرمان شکست خورده بودن آقای کرباسچی می‌تواند تولید قدرت کند و مردم را جذب کند، همچنین در مورد آقای کرباسچی و مرعشی شاید خیلی از اصلاح طلبان کوتاه بیایند و اجماع کنند ( الا اعتماد ملی ) که این به نظر من ویژگی بارز این دو شخصیت است. ( این دو نفر شاید بهترین گزینه‌ها برای راست‌های مدرن و لیبرال‌ها و تکنوکرات‌های اصلاح طلب باشند، چون هر دو از تکنوکرات‌های برجسته نظام هستند که بین طرفداران اقتصاد باز چه در داخل و چه خارج از کشور مقبولیت والایی دارند. )

حجت اسلام والمسلین دکتر حسن روحانی

حسن روحانی یک محافظه‌کار میانه رواست که هم گرایشات اصلاح طلبانه دارد و هم گرایشات اصولگرا، ایشان دارای یک شخصیت بارزی هستند و آن مقتدر بودن در رهبری ایشان است، اما ویژگی منفی ایشان این است که نه مورد توافق اصولگرایان‌اند و نه اصلاح طلبان چون ایشان بیشتر خصلت اعتدال گرایی و میانه روی دارند تا اصلاح طلبی صرف و اصولگرایی صرف، حسن روحانی شاید زمانی می‌تواند بهترین گزینه برای رقابت باشد که یک جناح میانه رو، جدای از جناح های اصلاح طلب و اصولگرا شکل بگیرد، در آن موقع ما می‌توانیم با قاطعیت بگوییم که حسن روحانی بهترین گزینه برای رهبری این طیف است. در مورد ایشان این را باید بگویم که به احتمال زیاد ایشان نمیتوانند اجماع مشارکت و اعتماد ملی را کسب کنند و تنها می توانند با احزاب میانه روی اصلاح طلب و اصولگرا به سازگاری برسند. اما چون ایشان یک قدرت طلب مقتدر هستند می‌توانند در صورت اجماع رویشان، یک رهبر درست و حسابی برای اصلاحات بشوند. ( اگر آقای روحانی برای ریاست جمهوری دهم بدون اجماع با اصلاح طلبان و اصولگرایان، کاندید شوند می‌توان تکرار تجربه پخش شدن آرای اصلاح طلبان و اصولگرایان پراگماتیست و میانه‌رو را که در ریاست جمهوری نهم سهم آیت الله هاشمی رفسنجانی شدند را دوباره شاهد باشیم. )

محمد علی نجفی

محمد علی نجفی، از جمله وزرای باسابقه دوران جنگ، سازندگی و اصلاحات و عضو فعلی شورای شهر تهران که گرایشات لیبرالیستی او در دفاع از اقتصاد باز منجر به استعفا از دولت هفتم شد، یک گزینه بلقوه برای کاندیداتوری ریاست جمهوری دهم هستند، ایشان نیز اگر که مورد حمایت همه اصلاح طلبان قرار بگیرند و اجماع برویشان بشود، می توانند یک گزینه مطلوب برای اصلاح طلبان تلقی شوند؛ منتها امکان اجماع بروی ایشان از طرف چپ ها که از اعتماد ملی گرفته تا مشارکت ادامه دارند، پایین است ولی ایشان شاید گزینه خوبی برای راست های مدرن، لیبرال دموکرات های اصلاح طلب و طرفداران اقتصاد باز باشند، متاسفانه با توجه به اینکه زمانه فعلی زمانه لیبرالی نیست و اینکه پوپولیسم و عام پسندی حرف اول را برای کسب مقبولیت می زند، دکتر نجفی راه سختی را در پیش خواهند داشت و رهبری اصلاحات آن هم با لیبرال دموکراسی بسیار سخت خواهد بود. با دکتر نجفی شاید شاهد پا گرفتن یک اصلاحات لیبرالی اصیل باشیم، چیزی که احتمالش در فضای کنونی پایین است. (شاید اگر اصلاح طلبان در وضعیت مطلوبی بودند یک رهبر لیبرال بسیار بهتر از یک رهبر کاریزمایی یا رهبر سوسیال دموکرات بود اما متاسفانه شرایط فعلی شرایط مطلوبی برای اصلاح طلبان نیست.)

 

 

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی آخرین نخست وزیر ایران نیز از جمله بلقوه‌ترین کاندیدهای ریاست جمهوری دهم است، گرچه که ایشان به علت تفکرات سوسیالیستی شان مورد توافق راست‌ گرایان و لیبرالهای اصلاح‌طلب واقع نخواهند شد، اما اگر ایشان کاندیدا شوند می‌توان متصور شد که به غیر از کارگزاران سازندگی و دیگر راستگرایان اصلاح طلب، جمیع چپ‌های اصلاح طلب از جمله مشارکت و اعتماد ملی از ایشان حمایت کنند. ایشان محبوبیت خاصی نیز بین توده مردم دارند و هنوز هم خیلی‌ها از طبقه متوسط و ضعیف از دوران نخست وزیری او به نیکی یاد می‌کنند، از این نظر می‌توان گفت که ایشان توانایی بسیج عمومی را خواهند داشت و همینطور ایشان تنها بدیل دکتر احمدی‌نژاد هستند زیرا اگر آقای احمدی‌نژاد زیر پرچم عدالت خواهی سینه می‌زنند میرحسین موسوی کسی است که این پرچم را برافراشته است و میراث دار این پرچم است منتها تنها تفاوت ایشان با آقای احمدی‌نژاد این است که آقای احمدی‌نژاد این پرچم را از راست گرفته‌اند اما میرحسین از چپ و میرحسین از سره عقیده به سوسیالیسم پاسدار آن است اما آقای احمدی‌نژاد از سر پوپولیسم (عوامگرایی). میرحسین می‌تواند اصلاح طلب مقتدری شود منتها، نه از وجه لیبرالی آن بلکه از وجه سوسیالی یا حتا سوسیال دموکراتی آن !

علی اکبر ولایتی

علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دوران جنگ و سازندگی، ازجمله کاندیدهای محافظه‌کار راستگرا و میانه‌رویی هستند که می‌توانند با ائتلاف اصلاح طلبان به نفعشان، هم آرای اصلاح طلبان را جذب کنند و هم آرای اصولگرایان میانه رو را، ایشان هم یک شخصیت برجسته مورد قبول عام هستند و هم مورد احترام احزاب اصلاح طلب و اصولگرا و هم مورد اعتماد شخص رهبری نظام، فلذا اگر اصلاح طلبان از ایشان حمایت کنند باتوجه به اینکه ایشان با رهبری هم رابطه دارند می‌توانند به موفقیت امیدوار باشند، ولایتی را شاید برخی تندروها و چپ گرایان اصلاح طلب پس بزنند و مورد قبول قرار ندهند اما اکثریت متفق قول آنهایی که به فکر تشکیل دولت ائتلافی بین راست گرایان و چپ گرایان هستند می‌توانند حامی ایشان باشند و البته نمی‌توان گفت که کابینه ایشان یک کابینه اصلاح‌طلب خواهد بود بلکه چون ایشان از اصولگرایی می‌آیند، یک کابینه میانه رو ائتلافی میان اصلاح طلبان و اصولگرایان متصور خواهد بود و ایشان همچنین نمی‌توانند طلایه دار آرمانهای صرف اصلاح طلبی باشند و در این مورد شاید روشنفکران اصلاح طلب از ایشان حمایت نکنند، اما ایشان می‌توانند در زمانه اوج راست گرایی و نئومحافظه‌کاری ایرانی در کنار محمدباقر قالیباف ازجمله بهترین گزینه‌های اعتدال‌گرا و پراگماتیستی باشند که نه اصولگرای اصولگرایند و نه اصلاح طلب اصلاح طلب، منتها محمدباقر قالیباف شاید حاضر نشود که کابینه ائتلافی با اصلاح طلبان تشکیل دهد اما ولایتی این پتانسل بلقوه را دارد.

این چند نفر ازجمله برجسته‌ترین افراد برای گزینه شدن در لیست اصلاح‌طلبان هستند اما در کنار اینها اصلاح‌طلبان می‌توانند روی افرادی چون خود آقای عارف، حسن حبیبی، مهندس و آیت الله موسوی خوئینی‌ها، کمال و صادق خرازی، حجت اسلام والمسلمین موسوی لاری، عطاءالله مهاجرانی، محمدرضا خاتمی و … فکر کنند؛ لیکن به نظر نگارنده تنها گزینه‌ای که اگر برویش سرمایه‌گذاری شود می‌تواند هم مقبولیت عام داشته‌باشد و بسیج عمومی را انجام دهد، هم شخصیت رهبری داشته باشد و از همه مهمتر مورد توافق بی چون و چرای همه اصلاح‌طلبان از راست ترین طیف اصلاح‌طلبان ( نئولیبرالها) گرفته تا چپ ترین طیف‌ها ( سوسیالیست‌های دو آتشه ) از مجمع گرفته تا مشارکت و اعتماد ملی، کارگزاران سازندگی، مجاهدین انقلاب اسلامی و … همه و همه پشت سرش باشند همان گزینه اولی است که معرفی کردم، یعنی سید حسن خمینی.

6:12 PM

 

چهارشنبه، 1 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

عصرایران- گزارش عصرایران از برگزاری جلسه ای خصوصی و غیرعلنی بین تعدادی از اصلاح طلبان و رضا خاتمی و دعوت رسمی از او برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری حکایت دارد.

به گزارش خبرنگار عصرایران در این جلسه که در یکی از باغ های اطراف کرج برگزار شد ،  حدود 50 نفر از روزنامه نگاران و تعدادی از نمایندگان احزاب اصلاح طلب  با همانگی کریم ارغنده پور گرد هم آمدند تا ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری رضا خاتمی،به صورت رسمی انتخابات ریاست جمهوری را در اردوگاه اصلاح طلبان کلید بزنند.

گفته می شود در این جلسه که زهرا اشراقی همسر رضا خاتمی نیز در آن حضور داشته، برادر کوچک سید محمد خاتمی،  رئیس جمهور سابق، هرگونه تصمیم گیری در رابطه با کاندیداتوری خود را به تصمیم نهایی سید محمد خاتمی برای حضور یا عدم حضور در انتخابات ریاست جمهوری موکول کرده است.

این جلسه که در بین خود شرکت کنندگان در آن "بیعت اصلاح طلبان با رضا خاتمی" توصیف شده است  ، نخستین اقدام قابل توجه اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات مجلس هشتم و نیز ابراز تمایل عارف برای کاندیداتوری ارزیابی می شود.

رضا خاتمی و زهرا اشراقی در این جلسه  ، برای هرگونه همکاری با جریان اصلاح طلب برای حضور قدرتمند در انتخابات ریاست جمهوری اینده اعلام آمادگی کرده اند و گفته می شود خود رضا خاتمی نیز در پاسخ به خواسته شرکت کنندگان نسبت به نامزدی ریاست جمهوری بی میل نبوده اما سید محمد خاتمی را در این خصوص ارجح دانسته است.

در پایان جلسه نیز شرکت کنندگان با رضا خاتمی عکس یادگاری گرفتند و خاتمی نسبت به مزاح حاضران مبنی بر اینکه با رئیس جمهور آینده عکس می گیریم با لبخند و تائید ضمنی واکنش نشان داده است.

 لازم به ذکر است ارغنده پور به عنوان مشاور رسانه ای رضا خاتمی مسوولیت ستاد خبری و اطلاع رسانی برنامه های او را بر عهده دارد.رضا خاتمی در  انتخابات مجلس ششم ، ‌رأی اول تهرانی ها را به خود اختصاص داد .

 

1:09 AM

اول بخوانید بعد نظر دهید

انسان زاييده شرايط نيست بلكه خالق شرايط است . انسان هاي بزرگ فرصت مي آفرينند وانسان هاي ضعيف منتظر فرصت مي مانند .

                                                                                   (  ديل كارنگي )

«بالا بردن بهره وري سيستمها و منابع انساني»

     با نهايت احترام و تشکر از فرصتي که براي صحبت در زمينه عارضه يابي و مداواي يکي از بزرگترين مشکلات جامعه ما يعني بهره وري پائين منابع انساني که در تمامي جهان آنرا بعنوان سرمايه هاي اصلي هر سازمان و هر کشور مي دانند باينجانب داده شد سخنان خود را بطور اجمال تحت 4 عنوان:

اول: يکي از الگوهاي برجسته جهاني.

دوم: روش هاي معمول براي پرورش منابع ارزشمند نيروي انساني در سطح جهان.

سوم: ابزارهائي که براي نيل به هدف تدارک ديده ايم.

چهارم: تقاضاي همکاري در اشاعه فرهنگ نرم افزاري.

 

اول: الگو- پيام پاستور

- من براي كشورم چه كرده ام ؟

    در هر حرفه اي كه هستيد نه اجازه دهيد كه به بد بيني هاي بي حاصل آلوده شويد و نه بگذاريد كه بعضي لحضات تاسف بار كه براي هر ملتي پيش مي آيد، شما را به يأس و نااميدي بكشاند،‌ در آرامش حاكم برآزمايشگاهها و كتابخانه هايتان زندگي كنيد، نخست از خود بپرسيد براي يادگيري و خودآموزي چه كرده ام سپس همچنان كه به پيش مي رويد بپرسيد: "من براي کشورم چه كرده ام ؟" اين پرسش را آنقدر ادامه دهيد تا به اين احساس شادي بخش و هيجان انگيزبرسيد كه شايد سهم كوچكي در پيشرفت و اعتلاي بشريت داشته ايد اما هر پاداشي  كه زندگي به تلاشهايمان بدهد يا ندهد، هنگامي كه به پايان تلاشهايمان نزديك مي شويم هر کداممان بايد حق آنرا داشته باشيم كه با صداي بلند بگوئيم:

 " من هر چه درتوان داشته ام براي كشورم انجام داده ام "

(  لوئي پاستور   )

   فرهيختگي، والائي، انسانيت، خلاقيت و تمامي خصائص زيباي يک انسان بزرگ را در اين چند سطر مي بينيم و دست آورد او هم بهمان بزرگي است.

همت بلند دار که مردان روزگار                     از همت بلند به جائي رسيده اند

    با اميد اينکه بتوانيم در کوتاه مدت انتقال دهنده اندکي از دنياي دست آوردهاي علوم رفتاري در زمينه منابع انساني و بانکهاي اطلاعاتي باشيم.

 دوم: روش هاي معمول براي پرورش منابع ارزشمند نيروي انساني در سطح جهان.

1- حرکت نويي که به شما معرفي مي شود ، در دنياي پيشرفته سالهاي سال است اجرا مي شود و بسيار پربازده بوده است و آن اهميت به انسان و از نوع دانائي محور و کنکاش گر است و چگونگي فراهم نمودن زمينه هاي اين امر.

2-اگر دنيا مي گويد "موفقيت بدون آموزش هرگز" کار ما در اين مقوله بسيار زياد است و چه چيزها که بايد بياموزيم که جاي تأسف بسيار دارد ولي از طرف ديگر چون راه رفته شده است فقط همت و حرکت مي خواهد و زمينه آموزش از اينترنت 7/5 ميليارد صفحه اي تا بسياري منابع اطلاعاتي ديگر کاملاً در دسترس است.

3-  از پديده هاي بسيار متداول و آشکار جوامع پيشرفته خواسته هايي است سيري ناپذير در زمينه هاي:

- رشد روز افزون، قانع نشدن، زياده خواهي و حتي جاه طلبي هايي است که آنرا "آرزوهاي بزرگ" مي نامند.

- ژاپن تا جنگ دوم جهاني که شکست بزرگ متفقين حادث شد شعارش بود؛

"ژاپن، خانواده، کار"، ولي شعار فعلي ژاپن فقط شرکت، شرکت و شرکت است که معتقدند اگر شرکت را درست اداره کنند هم استقلال، هم آزادي، هم اعتقاد و هر آنچه را بخواهند بدست خواهند آورد و شرکت هم بطور بديهي يعني انسان.

پرورش منابع انساني در کشورهاي پيشرفته که منتهي به خلق انسانهاي پربازده مي شود براساس اصول زير است با اين باور انکار ناپذيرکه ارزشمندترين سرمايه هاي هر سازمان منابع انساني آن هستند:

 1- جذب:

1-1- جذب در سازمان هاي نوپا و يا رشد نيافته از طريق درخواست، آگهي و ...حاصل مي شود.

2-1- جذب در سازمانهاي رشد يافته و قوي و رو به رشد از طريق جذبه سازماني بوجود مي آيد.

لذا لازم است بحث در اين خصوص را توأم با تفصيل بيشتر و تبديل به يک brain stormy يا طوفان مغزي کنيم که بهتر نتيجه بگيريم.

 2- آموزش:

    مسئله آموزش و بخصوص در جامعه ما که ملاک آن عمدتاً به مدرک و سابقه کار داده مي شود و في حد ذاته گويائي براي بيان توانمندي ندارند بمراتب بيشتر از جوامع پيشرفته مي باشد و بايستي آموزش حين کار بصورت يک باور و اعتقاد درآيد که تاثير آن در تأليفات dracker peter بشکل ذيل است:

   که ابعاد اين رشد به تناسب مطالعات و استعداد افراد رشدهاي متفاوتي دارد و اگر که فرد مطالعه درست و کار درست بکند نتيجه بسيار خوب و خوب تري بدست مي آورد.

- "بسيار مهم است که تو ماهيگيرخوبي باشي ، ولي هزاران برابر مهم تراست که رودخانه درستي براي ماهيگيري انتخاب کني."

- آموزشهاي سازمان بايستي در دوره هاي فشرده و نه بصورت رها شده و آزمون و خطائي و در طول زمان شامل: شناخت استراتژي و اهداف سازمان vision & mission و برنامه ريزي و شناخت سازمان و تشکيلات و شرح وظائف و موقعيت هاي سازماني – شرح وظائف و مسئوليت ها و اختيارات هر جايگاه سازماني – روش هاي معمول و متداول چگونگي اجراي کار براساس تجهيزات و امکانات و تخصص هاي موجود و روشهاي مشخص و مصوب گزارش دهي و گزارش گيري و نگاه دقيق و دائمي به کيفيت و هزينه کار باشد.

- Omid kordestani و دکتر نادري معاونين google و ناسا نيز ايرانيان با مشخصات فوق هستند و pier omidyer صاحب Ebay و صدها ايراني ديگر نيز.

 3- تداوم:

    اگر بهترين ها را جذب کرديم، بهترين آموزش ها را داديم، ولي نتوانيم تداوم همکاري را ايجاد کنيم و هر روز نهال را از گوشه اي بکنيم و درگوشه ديگري بکاريم بطور قطع و يقين يا درخت خشک خواهد شد و يا ميوه هاي کم، کوچک و بي مصرفي به ما خواهد داد که يقيناً ماحصل آن مطلوب ما نخواهد بود.

    براي تداوم در سازمان و بخصوص در سطوح کارشناسي و به بالا بايد افراد درک درستي از خود، سازمان، توانمندي هاي طرفين و هدف رشد خود و سازمان را خمير مايه وجودي خود سازند تا انگيزش هاي بالائي براي فعاليت داشته باشد، در غير اينصورت:

      - يا افراد سازمان را ترک مي کنند که هم خود و هم سازمان متضرر مي شوند.

      - و يا در سازمان مي مانند و تبديل به موجودات ناتوان و بي ارزشي مي شوند که باز هم خود و هم سازمان متضرر مي شوند.

براي اين امر است که موضوع ارزيابي و به تبع آن ارتقاء افراد و به تبع آن سازمان مطرح مي شود.

 4- ارزشيابي:

    واقعاً فکر مي کنيد اگر مدرسه اي يا دانشکده اي نمره ندهند وامتحان نگيرد چند نفر باسواد از آن بيرون مي آيند. امروزه ارزش يابي هاي 6 ماهه و قراردادن افراد بر روي منحني توزيع اجباري و تعيين رتبه و تنبيه و ترفيع و اخراج و ارتقاء براساس آن باعث تلاش هرچه بيشتر افراد مي شود.

 5- ارتقاء

    سلسله مراتب 5 گانه نيازهاي انسان – انسان و بمثابه آن سازمان يا در حال رشد و فزوني و بالا رفتن است و يا در حال نزول و انحلال عيناً به مثابه ارگانيزم ها و اگر ما اين نياز را نتوانيم در سازمانها برآورده کنيم يا عوامل سازمان ها آنرا ترک مي کنند و يا مي مانند و تبديل به عناصر نامطلوب مي شوند.

تصور ارتقاء بايستي هر چه بالاتر ولي در مخيله فرد دست يافتني باشد و سازمان نيز بايد بتواند زمينه هاي امکان حصول اين خواسته هاي بزرگ را بوجود آورد.

روند فوق انسانهائي با بهره وري 40 برابر را مي آفريند که بعضي اعتقادات آنها چنين است:

-  قرن 21 ام قرن نرم افزاري و قرن سرعت است.

-  هر کاري همانقدري طول مي کشد که تو دلت مي خواهد.

-   بزرگترين دشمن تو کسي است که وقت تو را تلف مي کند.

-  نرم افزارترين نرم افزارها مديريت است، مديريت علمي و نه آزمون و خطائي.

- حرکت سيستم ها حداکثر مي تواند مطابق سرعت و عملکرد ضعيف ترين مهره آن باشد پس ما بايد مهره هاي ضعيف را از سيستم دفع و مهرهاي بالاتر از آن را درحد ممکن آموزش و تقويت نمائيم. (آموزش –  ارزشيابي)

-  و بايد بدانيم که:

  (   تو هماني که خود خواسته اي و تو همان خواهي شد که امروز مي خواهي   )

-    شعار AT&T :

"اگر مهندسي هستي که 6 ماه قبل بوده اي ديگر مهندس نيستي."

- پول ساخته مي شود (گرفته و يا داده نمي شود – چيزي که ما اصطلاحاً مي گوييم) و ما براي انجام کارهايمان بايستي 4 سؤال ذيل را بدرستي بتوانيم پاسخ دهيم:

اول : واقعاً چکار مي خواهيم بکنيم؟    (  استراتژي – برنامه ريزي )

دوم : بوسيله چه سازماني مي خواهيم اينکار را به نتيجه برسانيم؟  (  سازمان دهي )

سوم : چه وقت چه کاري مي خواهيم بکنيم؟  (  برنامه زمانبندي)

چهارم : بوسيله چه کسي؟ و چرا؟   ( کارگزيني و صلاحيت شغلي)

 

- و سعي کنيم از درياي بيکران دست آوردهاي ديگران و بخصوص اينترنت با 7/5 ميليارد صفحه اطلاعات استفاده کنيم.

- و براساس مجموعه فوق خواهيم توانست SWOT کنيم يعني ضعف ها را به قدرت و تهديدها را به فرصت تبديل کنيم.

                                                                             انتخاب شده ازسايت انترنت

                                                                              خرمشهر – خرداد 1386

                                                         جواد ثانيان پور – رئيس نت شركت سايپا

  

 

انسان ها معمولا" آنطور كه فكرمي كنند مي بينند و آنطور كه مي بينند باور مي كنند و به آنچه باوردارند عمل مي كنند. لذا چون عمل انسان ها ريشه درتفكرات انها دارد وشخصيت انسان ها براساس عمل آنهاست ، رشد فكري منجر به رشد شخصيت  و به تبع آن تعالي فرد درتمام شئونات وابعاد فردي و اجتماعي مي شود .  چنين انساني سعي درجستجوي هدف نيست بلكه بخاطر علم و درايت عقلي ، تمام انرژي خويش را درجهت رسيدن به هدف متمركز مي نمايد . زيرا مي داند بدنبال چيست ، چه كاركند و كجا برود .

 *** با رشد عقلي و فكري وقتمان را بجاي جستجو ، به يافتن متمركز كنيم  ***

                          >>>   من جستجو نمي كنم بلكه مي يابم  <<<

  

امروزه پيشرفت علوم وفنون ، بسياري از مسائل لاينحل ديروز را به ساده ترين روش جواب مي دهد . اگردركشورهاي صنعتي پيشرفتي حاصل شده ، نتيجه باورهاي انسان هاي متعهدي است كه خواستن رابه نتيجه رساندند و ابزاري براي رسيدن از خود برجاي گذاشتند كه امروزه كسي بدنبال اثبات نيست بلكه بكارمي برد . مطمئنا" اين دست آورد راه ميان بري براي رسيدن به هدف دراختيار ذهن جستجوگر قرارمي دهد . استفاده ازتجارب ديگران يعني مديريت زمان و استفاده از امكانات

دردسترس است .

لذا با توجه به گفتارفوق و عمل به باورهاي دروني برخود لازم مي دانم آنچه را كه مي توانم درجهت خدمت به همنوعان خود بكارگيرم تا شايد بتوان هرم مازلو را درچارچوب فعاليت هاي روزانه خود بكارگرفته ومرحله " رسيدن به ديگرخواهي بجاي خودخواهي " تحقق بخشم .

 مقاله زير برگرفته ازانترنت با كمي تغيير و اصلاح مي باشد . اميد است انگيزه اي  براي يافتن پاسخ سئوالات بي پايان ما باشد . ( جواد ثانيان پور )

 نگهداري و تعميرات بهره ورساز يا TPM

 کاهش تشکيل آلاينده ها و رسوبات در تجهيزات، موجب بهبود کارآيی و افزايش طول عمر آنها می گردد.

در جعبه دنده ها، دستگاههای هيدروليک و موتورها پس از مدت کوتاهی کار، آلودگی هايی ناشی از اکسيد شدن روغن در حين کار بروز می کند که علت اصلی آن وجود آب و ذرات ناشی از اصطکاک است. در نتيجه اکسيد شدن روغن رسوبات صمغی و لجن در روغن توليد می گردد که خود باعث آلودگی روغن می شود در نهايت اين آلودگی ها سبب تخريب روغن، افزايش دمای کارکرد، مصرف بيشتر انرژی، سايش اجزاء دستگاه و ... می شود. حتی ممکن است در دستگاه های جديد نيز اين گونه آلودگی ها که موجب بروز مشکلات فوق می گردند مشاهده شود.

امروزه به کمک تکنولوژی های جديد می توان آلودگی ها را در دستگاه های در حال کار کاهش داد مثلا سطوح فلزی به گونه ای طراحی شده اند تا عوامل فعال کننده سطحی آنها مانع از تشکيل رسوبات صمغی بر روی سطوح فلزی شود. اين فرآيند موجب افزايش عمر دستگاه و کاهش فرسودگی فلزات، کاهش دمای عمليات و مصرف انرژی می شود.

 تخريب روانکار

درک اساسی چگونگی تشکيل رسوبات به منظور هدايت سيستم به سمت بهبود قابل اطمينان وضعيت، ضروری است. تشکيل رسوبات هنگامی که روانکار تخريب و به ترکيبات ديگر تبديل می گردد، بيشتر می شود. روش های مشخصی برای کاهش سرعت تشکيل رسوبات وجود دارد. روانکارها می توانند به دلايل مختلف (جدول 1) تخريب شده و توليد لجن، لاک و رسوبات کنند. هنگامی که روانکار اکسيد می شود، مواد فعالی را تشکيل می دهد که با تغيير ساختار به رسوبات مختلف تبديل می شوند.

جدول 2 انواع رسوبات تشکيل شده و مشکلات ايجاد شده به هنگام تخريب روغن روانکار را نشان می دهد.

رسوبات با پايه هيدروکربنی نظير مواد صمغی، مواد چسبناک و لجن، ناشی از روغن اکسيد شده هستند. اين مواد معمولا دارای اندازه مولکولی بزرگ در مقايسه با ساير ترکيبات موجود در روانکار (به غير از روغن پايه) هستند.

به طور کلی دو روش پليمريزاسيون مرحله ای (step polymerization)  و پليمريزاسيون زنجيری         (chain  polymerization)، موجب توليد مولکول های بزرگ می گردند. پليمريزاسيون مرحله ای از طريق واکنش های مرحله ای بين عوامل شيميايی مولکول های واکنش گر انجام می گيرد. اندازه مولکول با سرعت نسبتا کمی افزايش می يابد. دو مولکول فعال با يکديگر ترکيب شده و توليد مولکول فعال ديگری را می نمايد و اين مولکول بزرگ با يک مولکول ديگر ترکيب می شود ... و به همين منوال اين عمل ادامه می يابد تا زمانی که مولکول های بزرگ پليمر تشکيل گردند.

پليمريزاسيون زنجيری نياز به يک مولکول آغازگر دارد که اين مولکول معمولا به شکل راديکال آزاد و يا سايرگونه های فعال (آنيون ها يا کاتيون ها) ممکن است توسط شرايط موجود در جعبه دنده ها (transmissions انتقال دهنده های نيرو)، سيستم های هيدروليک يا موتور توليد گردند. پليمريزاسيون زنجيری توسط انتشار مولکول فعال از طريق تعداد زيادی از مولکول های بزرگ فعال ديگر صورت می گيرد. نمودار 1 سرعت واکنش و زمان انجام دو نوع پليمريزاسيون را نشان می دهد.

 چرا رسوبات تشکيل می شوند؟

دلايل متعددی برای تشکيل رسوبات در سيستم های روانکاری وجود دارد. به طور کلی، روغن از يک ساختار مولکولی به ساختار ديگری تغيير شکل می يابد و رسوبات به صورت مخلوطی از آلودگی ها نظير دوده حاصل از روغن موتور و يا لجن های ناشی از ورود گرد و غبار در روغن هستند. همچنين اين رسوبات ممکن است ناشی از مواد صمغی تشکيل شده در شرايط دمای بالا و بار زياد بر روی اجزاء دستگاه باشند. بيشتر اوقات رسوبات ناشی از تخريب روغن پايه و تشکيل ترکيبات جديد در اثر تغيير ساختار روغن است که در طول مراحل مختلف توسعه می يابد. اولين مرحله عبارت است از شکل گيری ترکيبات فعال و يا راديکال آزاد که ناشی از عوامل مختلفی است. ابتدا اين ترکيبات در سيستم ترکيب و يا پليمريزه شده و به ترکيبات جديدی به شکل رسوبات تبديل می شوند. شرايط محيطی مختلفی موجب سهولت ايجاد رسوبات می شوند که از جمله عبارتند از:

دما، فشار، آب، حلال ها، اسيدها، ترکيبات قليايی و فلزات مختلف.

جدول 2.  نگاهی به رسوبات معمول در روانکارها

رسوب و تشکيل آن

مکانيزم  بالقوه

رسوبات در ياتاقان، سيلندر، پيستون، دنده ها، پمپ ها و توربين ها يافت می شوند. روغن يا سوخت اکسيد شده، تشکيل مواد چسبناک می دهد و اين ترکيبات تبديل به رسوباتی حاوی مولکول هايی می گردند که در روغن غير قابل حل هستند.

پوشش لاک مانند، موجب سايش دنده ها به دليل افزايش غير متعادل مصرف انرپی می گردد. اين عامل مربوط به عدم روانکاری مناسب در سطح فلز و افزايش گرانروی روغن است.

رسوبات صمغی در ياتاقان، سيلندر، پيستون، دنده ها، پمپ ها و توربين ها يافت می شوند. هرگاه لايه رسوب بر روی سطوح در معرض دما و فشار بالاتر قرار گيرد، پخته شده و غير قابل حذف می شود.

رسوبات صمغی منجر به سايش دنده ها ناشی از افزايش مصرف انرژی شده و باعث افزايش دما به دليل فقدان روانکاری برروی سطح فلز می گردد. برداشتن اين لايه بسيار مشکل است.

لجن در داخل ظروف روغن، وسايل نگهداری و ذخيره و نيز ياتاقان ها تشکيل می گردد. تشکيل لجن از وقتی شروع می شود که آلودگی ها شروع به ته نشين شدن در خارج از روغن می نمايند. رسوبات با جمع شدن آلودگی ها بر روی يکديگر افزايش يافته و منجر به تخريب مواد افزودنی و اکسيداسيون آنها می گردند.

لجن مجموعه ای از آب، ترکيبات کربنی، روغن اکسيد شده و ترکيبات اسيدی است که منجر به تخريب بيشتر روغن می گردد. لجن می تواند مانع از جاری شدن روغن شده که خود منجر به افزايش فشار، دما، خوردگی و گرانروی روغن می گردد.

مواد چسبناک، به طور معمول در محفظه روغن و يا ناحيه احتراق موتور يافت می شوند. ترکيبات چسبناک هنگامی که هيدروکربن های روغن و يا سوخت و نيز مصولات حاصل از احتراق در اثر دمای بالا شکسته می شوند، تشکيل می گردد. مواد چسبناک به عنوان متصل کننده آلودگی ها به پيستون ها، رينگ ها و لوله ها  عمل می نمايند.

مواد چسبناک می توانند برروی لوله ها، پيستون ها، حلقه ها، شيارهای رينگ (ring grooves) و ديواره های سيلندر تشکيل گردند و موجب ايجاد آلودگی و نيز ترکيبات زائدی که باعث محدود شدن روانکاری است، باشند. کاهش روانکاری موجب افزايش اصطکاک و خوردگی و نيز محدود نمودن وظيفه انتقال حرارت روغن روانکار می گردد.

رسوبات کربنی موجود در تمام سيستم های روانکاری از قبيل موتورها، بلبرينگ ها، پمپ ها، دنده ها و ياتاقان ها، بيشترين شکل اين رسوبات به صورت دوده است. همچنين می توانند به صورت ترکيبات شبه قير نيز وجود داشته باشند. دوده شکل پيشرفته تشکيل رسوب است.

به محض تشکيل رسوبات کربنی، آلودگی های اضافی تشکيل شده موجب تسهيل در اکسيداسيون می گردد. رسوبات می توانند تشکيل يک توده ژله ای و يا سيال را بدهند. رسوبات باعث محدود شدن جريان روانکار و عملکرد مواد افزودنی می گردند.

 

راديکال های آزاد از طريق روش های مختلف تشکيل می شوند. يکی از اين روش ها، استفاده از انرژی مکانيکی حاصل از فشار ترکيب شده با تغيير شکل برشی و يا تغييرات ناگهانی (شوک) در طول يک فرآيند غير دمايی است.

روش ديگر ناشی از وجود اسيدها است که موجب شکستن پيوندهای مولکولی می گردد. مولکول های با زنجير کوتاه و يا متوسط موجود در روغن می توانند تخريب و شكسته شده و توليد راديکال های آزاد نمايند. راديکال های دارای زنجير کوتاه به سرعت به گونه های شبيه به خود و يا آلودگی ها متصل شده و توسط پليمريزاسيون به رسوبات تبديل می گردند. روغن با مولکول های زنجير بلند، راديکال هايی با فعاليت کمتر، توليد می کند که دليل آن ناشی از طول پيوند و حرکت محدود مولکولی است.

حرارت زياد و فشار نيز می تواند باعث شکسته شدن پيوند مولکولی شده و تشکيل راديکال آزاد نمايد که با پليمريزاسيون راديکال ها رسوبات ايجاد می شوند.

آرايش های مولکولی بی شماری در رسوبات وجود دارد، چنانچه قبلا اشاره شد، تشکيل رسوبات به طور کلی نتيجه تخريب روغن پايه و تبديل آن به ترکيبات فعال است. اولين مولکول فعال تشکيل شده و طی واکنش با ساير ترکيبات فعال ديگر تغيير ساختار داده و توليد رسوب می کند. واکنش کلی برای تشکيل راديکال آزاد و پليمريزاسيون زنجيری در سه مرحله اتفاق می افتد:

مرحله آغازی

پليمريزاسيون زنجيری راديکال نوعی پليمريزاسيون است که در آن يک راديکال آزاد با زنجير بلند با حمله به راديکال های آزاد ديگر، (اسيدها و يا گونه های فعال که ناشی از تاثير حرارت، آب، اسيدها، آلودگی ها و غيره هستند) مولکول اوليه را تشکيل می دهند.

 مرحله انتشار

پليزاسيون با افزايش واکنش زنجيره مولکول های فعال به مولکول های رشد يافته دارای انتهای راديکالی، موجب تشکيل يک يا دو پليمر به شکل رسوب (لجن، مواد صمغی و غيره) می گردد.

 مرحله انتهايی

دو راديکال آزاد رشد يافته (بزرگ) به صورت غير متناسب با يکديگر ترکيب و موجب اتمام واکنش پليمريزاسيون می شوند (افزايش رسوبات).

سرعت واکنش با زمان و حرارت افزايش می يابد. اين طبيعی است که فرض شود با گذشت زمان، سرعت کاهش يابد، بدين دليل که غلظت مولکول های فعال و آغازگرها به دليل شرکت در واکنش کاهش می يابد. اما درست خلاف اين موضوع صحت دارد. سه مسير که تحت نام مراحل  انتهايی، نفوذ و مرحله کنترل        (Termination steps , diffusion , controlled) شناخته شده است دليل اين رفتار را توجيه می نمايد.

-  اولين مسير عبارتست از نفوذ دو راديکال در حال انتشار تا زمانی که اين دو در مجاورت يکديگر قرار گيرند.

-     دومين مسير عبارتست از نفوذ جزيي زنجيره های پليمر در اين مسير، نوآرايی دو زنجيره به گونه ای اتفاق می افتد که دو انتهای راديکال آزاد هر يک از زنجيره ها به اندازه کافی به يکديگر نزديک شده تا بتوانند برهم کنش انجام دهند.

-     سومين مسير عبارتست از برهم کنش شيميايی دو انتهای راديکالی زنجيره ها برای تشکيل پليمر و يا در اين بحث تشکيل رسوب در طول واکنش.

مسير اول سريع تر از افزايش سرعت دومين مسير کاهش می يابد و در نتيجه يک شتاب خود به خودی در سرعت ايجاد می گردد. روند سينتتيک واقعی واکنش بسيار پيچيده و خارج از بحث اين مقاله است.

هرگاه اکسيداسيون روغن و يا پليمريزاسيون راديکال آزاد گونه های فعال به سرعت تشخيص داده نشود، موجب بروز مسائل جدی خواهد شد. (جدول 2).

 چگونه رسوبات تشکيل می شوند؟

فاکتورهای مختلفی در تشکيل رسوبات مؤثر هستند که عبارتند از:

غلظت و فشار

هرگاه غلظت راديکال های آزاد، اسيدها و يا آلودگی ها افزايش يابند، مولکول ها يا ذرات به يکديگر نزديک می شوند. در واقع در يک حجم مشخص تعداد مولکول ها بيشتر می گردد. همين امر در زمانی که فشار افزايش مي يابد نيز مشاهده می گردد که در اين صورت، امکان برخورد بيشتر مولکول ها با يکديگر و يا فرصت های برهم کنش، بيشتر می شود. بنابراين شانس موفقيت انجام واکنش بيشتر می گردد و سرعت واکنش های زير افزايش می يابد:

- واکنش بين اسيدهای توليد شده (سولفويک، نيتريک، کربوکسيليک)

-  راديکال های آزاد

-  تشکيل رسوبات

-  کاهش وزن (دانسيته)، توليد و يا توانايی توبيد اکسيژن و ساير گازها (bomb colorimeter)، تغيير در رنگ و يا شفافيت، تغيير در PH ، تغيير در هدايت الکتريکی و يا تغيير در فشار.

- بسياری از اين تغييرات توسط روش های مختلف در محل و يا در آزمايشگاههای تجزيه و تحليل قابل اندازه گيری است.

 اندازه ذرات و نوع آلودگی

به طور کلی پنج نوع ساييدگی که قادر به توليد ذرات باشد وجود دارد. اين موارد عبارتند از:

- ساييدگی مالشی (rubbing)

- ساييدگی برشی (cutting)

- ساييدگی لغزشی سنگين (sever sliding)

- ساييدگی کششی _ فرسودگی (rolling fatigue)

- مجموعه عمليات کششی و لغزشی با يکديگر

مکانيزم های فوق در اغلب سيستم ها وجود دارد. ذرات حاصل از خوردگی و سايش در سيستم های مختلف تشکيل می شود که خود عامل توليد راديکال آزاد و اکسيده شدن روغن است. آلودگی های ميکروسکوپی (تا حدود 50 ميکرون) از قبيل ذرات فلزی حاصل از سايش، خاک و ذرات آلوده اغلب سريع تر از ذرات جامد وارد واکنش می شوند. در واقع آلودگی ها دارای سطح بزرگتری نسبت به ذرات توده ای جامد هستند، بنابراين امکان انجام يافتن واکنش و افزايش تعداد برخوردهای موفق بين مولکولی، بيشتر می شود و سرعت واکنش افزايش خواهد يافت. فقط سايش از نوع rubbing و rolling fatigue  قادر به توليد ذرات کوچکتر از 15 ميکرون است که ذرات بسيار خطرناکی از نظر ايجاد ساييدگی هستند.

طبيعت شيميايی آلودگی می تواند برروی افزايش ميزان رسوبات تأثير گذارد. آلودگی ها شامل يون های فلزی و يا ذرات معدنی يا آلی هستند و يا ممکن است فيبر حاصل از مقوا باشد.

 

جدول 3. عملکرد روانکار در مقابل تأثير رسوبات

عملکرد روانکار

تأثير رسوبات

کاهش اصطکاک

رسوبات تشکيل شده بر روی سطح فلز اجازه روانکاری مرزی را نمی دهند و لذا موجب افزايش حرارت، خوردگی و تخريب مواد افزودنی می گردند.

جذب و يا دفع فشار بار وارده

ترکيبات فعال کننده سطح نمی توانند به سطح فلز بچسبند. رسوبات موجب عدم پوشش دهی به منظور جذب و يا دفع فشار بار وارده شده که اين امر موجب خوردگی زودرس می گردد.

دور کردن حرارت از فلز

رسوبات همانند عايق موجب نگهداری حرارت بر روی سطح می گردد. افزايش حرارت موجب افزايش اکسيداسيون روغن و تخريب مواد افزودنی می گردد. همچنين گرانروی روغن افزايش يافته و موجب کاهش سياليت روغن می گردد و در نتيجه روغن با سياليت کم باعث افزايش حرارت می گردد.

عامل دور کردن ترکيبات آلوده

لايه نازک روغن بين سطوح در اثر افزايش حرارت و يا تخريب مواد افزودنی شکسته می شود. روغن های موتور و يا کمپرسور می توانند به عنوان يک عامل دفع آلوده کننده ها بين اجزا متحرک و ساکن دستگاه عمل کنند.

ممانعت از خوردگی و سايش

ترکيبات فعال روی سطح قابل چسبيدن برروی فلزات نيستند. رسوبات مانعی در مقابل خوردگی و سايش ايجاد نمی کنند و اصولا دارای طبيعت خورنده هستند و باعث خوردگی زودرس می شوند.

حذف آلودگی ها

بسياری از روانکارهای معمولی دارای مقادير کمی از مواد پاک کننده و معلق کننده هستند که در نتيجه وجود رسوبات اين مواد نمی توانند عملکرد لازم را داشته باشند.

انتقال نيرو (روغن هيدروليک)

محدوديت جريان سيال از پمپ ها و خطوط وجود دارد. افزايش حرارت عمليات موجب کاهش عمر روغن می گردد. افزايش فشار ناشی از محدوديت در مسير گردش روغن موجب تضعيف واشرها، شيلنگ ها و ... می گردد.

 

دو راه برای تسهيل فرآيند اکسيداسيون توسط فلزات و آلودگی ها وجود دارد. وقتی دو مولکول مختلف با يکديگر برخورد می کنند، ممکن است تحت واکنش قرار گرفته و ترکيبات شيميايی جديدی توليد نمايند. سرعت واکنش شيميايی بستگی به تعداد دفعات و چگونگی برخورد مولکول ها با يکديگر دارد. ذرات فلزی، آلودگی های آلی و معدنی سرعت واکنش های شيميايی را با افزايش ميزان برخوردهای مولکول ها از طريق جذب سطحی و يا توسط تشکيل ترکيبات حد واسط است، افزايش می دهند.

جذب سطحی وقتی اتفاق می افتد که يک راديکال آزاد و يا گونه فعال و همچنين مولکول فعال روغن به آلودگی يا سطح ذرات فلزی بچسبند (علی الخصوص فلزات زرد). به عنوان مثال فلز مس معمولا در بسياری از شيرآلات و ياتاقان ها مشاهده می گردد. اين فلز می تواند به هنگام تماس با گوگرد به صورت کاتاليست عمل نمايد. گوگرد در بسياری از روغن های پايه يافت می شود، همچنين اين عنصر در اکثر مواد افزودنی و حتی سوخت وجود دارد. گوگرد و اکسيژن با يکديگر واکنش داده و تشکيل دی اکسيد و تری اکسيد گوگرد می دهند. تری اکسيد گوگرد با آب واکنش داده و توليد اسيد سولفوريک می نمايد که موجب خوردگی فلزات، تجزيه روغن و تشکيل ذرات فعال و نيز حذف و تجزيه مواد افزودنی در روغن می شود. مولکول های گوگرد و اکسژن با يکديگر واکنش داده و تشکيل دی اکسيد و تری اکسيد گوگرد می دهند. تری اکسيد گوگرد با آب واکنش داده و توليد اسيد سولفوريک می نمايد که موجب خوردگی فلزات، تجزيه روغن و تشکيل ذرات فعال و نيز حذف و تجزيه مواد افزودنی در روغن می شود.

مولکول های گوگرد و اکسيژن می توانند بر روی سطح مس جذب شوند و به دليل اينکه مولکول ها نزديک به يکديگر هستند، بسيار محتمل است که با يکديگر برخورد نموده و واکنش دهند (شکل 1).

   واکنش گوگرد/ مس

 گوگرد و اکسيژن جاذبه زيادی برای واکنش با يکديگر دارند. دی اکسيد گوگرد به راحتی از مس جدا شده و فضای خالی را برای اکسيژن و گوگرد بيشتر فراهم می نمايد تا با يکديگر واکنش دهند و انرژی کمتری برای مولکول ها در واکنش با يکديگر مورد نياز باشد (نمودار1). مس مانند يک مرکز تجمع برای ذرات واکنش پذير به منظور پيوند با يکديگر عمل می نمايد. همين مطلب را می توان برای فلزات حاصل از ساييدگی و آلودگی های خارجی نيز بيان نمود.

  واکنش گوگرد _ مس

نمودار 1. اکسيژن و گوگرد تمايل زيادی برای واکنش با يکديگر دارند. دی اکسيد گوگرد به سهولت موجب ضعيف شدن سطوح و ايجاد فضای بيشتر برای واکنش با اکسيژن است.

بعضی از رسوبات با تشکيل مواد حد واسط واکنش پذير، توسعه می يابند. ترکيبات شيميايی اين نوع واکنش ها شامل ترکيبات فعال از قبيل راديکال های آزاد و يا مولکول های فعال روغن است که با فلزات و يا آلودگی ها ترکيب شده و توليد ترکيبات حد واسط می نمايند. اين ترکيبات جديد بسيار ناپايدارند و هرگاه اين حدواسط ها تجزيه شوند، ترکيبات جديدی به شکل رسوبات و آلودگی های بيشتر ظاهر می شوند و زمينه ای برای واکنش های بعدی ايجاد می نمايند.

 دما

تغيير در دمای کنش گرها موجب تغيير در سرعت واکنش می گردد. اتم ها، مولکول ها و ذرات معمولا در حال حرکت و دارای انرژی سينتيکی هستند. دما عبارتست از اندازه ميانگين انرژی جنبشی مواد. افزايش دما موجب افزايش انرژی جنبشي می گردد. هرگاه سرعت برخوردهای موفق افزايش يابد، افزايش در سرعت واکنش را در پی خواهد داشت. به طور تقريبی افزايش هر 10 درجه سانتی گراد، موجب دو برابر شدن سرعت واکنش می گردد. اين شرايط موجب تسريع واکنش شده و موجب افزايش حرکت ذرات و مولکول های واکنش پذير می گردد. با افزايش تحرک، انجام واکنش بيشتر می گردد. برعکس، بعضی از شرايط و يا مواد موجب تاخير و يا ممانعت فرآيند واکنش شده و در اين حالت، دما اثری کاهشی خواهد داشت. آنتی اکسيدان ها، ممانعت کننده های خوردگی و سايش، از اين مکانيزم تبعيت می کنند.

افزايش در سرعت واکنش با تغييرات کم دمايی بسيار نگران کننده است زيرا انرژی سينتيکی در کل ذرات موجود در نمونه توزيع می گردد. اگرچه بيشتر آلودگی ها از نظر ميانگين اندازه و ابعاد به هم نزديک هستند اما نسبتی از ذرات با انرژی جنبشی زياد و انرژی جنبشی کم وجود دارد. اين غلظت کلی همان منحنی توزيع نرمال است. هرگاه دما به مقدار کم افزايش يابد، ميانگين انرژی جنبشی ذرات افزايش می يابد اما توزيع مقادير مجزا است. تعداد ذرات جديدی که حاصل از انرژی فعال سازی واکنش هستند، بيشتر می شود بنابراين سرعت واکنش افزايش می يابد. در نمودار 2، افزايش دما موجب حرکت منحنی قهوه ای به سمت راست شده و باعث می گردد که اکثرا مولکول ها انرژی کافی برای واکنش دارا باشند. لازم به يادآوری است که افزايش دو برابری سرعت واکنش به ازای هر 10 درجه سانتی گراد فقط يک تقريب است. انرژی جنبشی واقعی واکنش تنها از طريق روش های آزمايشگاهی قابل تعيين است. واکنش دارای عوامل متعددی برای تأثير در سرعت است. البته بررسی سرعت بدون تحقيق بيشتر، در يک سيستم اشتباه بزرگی است.

 دما و انرژی جنبشی

هرگاه دما کمی بالا رود، ميانگين انرژی جنبشی ذرات افزايش می يابد اما توزيع مقادير به صورت يکسان باقی می ماند. تعداد ذرات دارای انرژی فعال برای واکنش زياد شده بنابراين سرعت واکنش افزايش می يابد.

 دما و انرژی جنبشی

 چگونه رسوبات می چسبند

برای رسوباتی که به طور مؤثر برداشته می شوند فهم اين مطلب بسيار مهم است که چگونه آنها به سطح دنده، ترمز، پمپ و يا سيلندر می چسبند. در ابتدا، رسوبات به معنی واقعی به داخل نقاط ريز و سوراخ های فلزات نفوذ کرده و به طور مکانيکی خود را به سوراخ های ميکروسکوپی فلزات می چسبانند. در واقع رسوبات مجموعخه ای از مولکول هايی هستند که به دور هم جمع شده و يک توده بزرگ را تشکيل می دهند. رسوبات از طريق يک سری پيوندهای يونی به يکديگر متصل می گردند. آنها همچنين به سطح فلز از طريق پيوند يونی متصل می شوند.

-  مولکول ها در حالت مايع دارای نيروهای بين مولکولی قوی هستند. وقتی اين نيروها بين مولکول های مشابه هستند، بيانگر نيروهای منسجم خواهند بود. به عنوان مثال نيروهای همبستگی موجب نگهداشتن مولکول های آب در يک قطره می گردد و نيروهای همبستگی خاص در سطوح موجب ايجاد کشش سطحی می گردند. مولکول های روی سطح، مولکول های مشابه ديگری را در تمام سطوح ندارند و لذا آنها با مولکول های ديگری که به طور مستقيم به آنها متصل شده اند، همبسته می شوند. لايه ای روی سطح تشکيل شده که بازدارنده حرکت سطح فلزات بر يکديگر است و برداشتن لايه بسيار سخت است، بخصوص در زمانی که اين لايه به طور کامل تشکيل شده باشد. تغيير در نيروهای بين مولکولی می تواند موجب شکستن کشش سطحی گردد.

-  وقتی نيروی جاذبه بين مولکولی غير مشابه است به آن نيروی چسبندگی گفته می شود. اين نيروها را نيروهای الکترواستاتيک می نامند که اغلب به عنوان پيوندهای واندروالس نيز معروف هستند. اين پيوندها می توانند از پيوندهای همبستگی قوی تر باشند. پيوندهای چسبنده روی سطوح هم به صورت شيميايی و هم مکانيکی هستند و بسيار مشکل است که با استفاده از عوامل فيزيکی آنها را از بين برد. از طريق شيميايی می توان نيروی چسبندگی را تخريب نموده و از بين برد. اين فرآيند برای برداشتن رسوبات مؤثر است.

 آلودگی ها چگونه عمل می کنند

در ابتدا رسوبات برروی سطح فلز، می توانند موجلب افزايش دمای کارکرد و باعث تغيير در گرانروی، ناکارآمد شدن زود هنگام قطعات، کاهش عمر روغن و افزايش مصرف انرژی شوند. وجود رسوبات بر روی سطح فلزات، عملکرد (که خود موجب کاهش اصطکاک توسط جدا سازی سطح فلزی و يا اصلاح سطوح برای کاهش گرمای اصطکاک و يا خوردگی است) سيال روانکار را تحت تأثير قرار می دهد. رسوبات روی سطوح موجب شده که به سيال اجازه عملکرد صحيح داده نشود. جدول 3 عوامل اساسی عملکرد روغن و تأثير رسوبات را نشان می دهد.

عملکرد روغن با خواص روغن نبايد اشتباه گرفته شود. به عنوان مثال مقاومت روغن در برابر اکسيداسيون يک عامل عملکرد برای روغن نيست. يکی از خواص روغن ها کند کردن فرآيند اکسيداسيون است. بعضی از روغن ها دارای مقاومت در برابر اکسيد شدن بيشتری نسبت به ساير روغن ها هستند.

 جداسازی و برداشتن رسوبات

چندين روش برای جدا سازی رسوبات وجود دارد. سال ها قبل، مکانيک های با تجربه، مقداری گازوييل و يا نفت به محفظه موتور اضافه می نمودند زيرا اعتقاد عمومی بر اين بود که اين مواد باعث حل شدن رسوبات در خود می گردد. اما مشهود شد که مصرف طولانی مدت مواد فوق آثار منفی دارد و بهتر است محفظه موتور پس از شستشو با گازوييل يا نفت با روغن تازه شستشو داده شود. البته بسياری از موتورها با اين روش شسته شده و بسياری ديگر دچار خرابی می گرديدند. چندين علت برای خطرناک بودن اين روش وجود دارد:

- هيدروکربن های سوخت می توانند به عنوان حلال رسوبات عمل نمايند. اما آنها می توانند موجب شکسته شدن لايه نازک جدا کننده پيستون و سيلندر باشند.

- افزايش دمای ايجاد شده موجب می گردد که روغن به سرعت تجزيه شده و عوامل ضد سايش و اصطکاک در آن کاهش يابد.

- بسياری از عوامل جلوگيری کننده از نشت و نفوذ، يعنی واشرهای در تماس با سوخت گازوييل و يا نفت تخريب می گردند.

- مولکول های با وزن مولکولی پايين که در گازوييل و نفت وجود دارند به راحتی شکسته شده و توليد راديکال های آزاد می نمايند که خود منجر به توليد ترکيبات فعال می گردد.

- افزودن گازوييل و يا نفت موجب کاهش گرانروی روغن می شود.

- وقتی روغن از سيستم تخليه می گردد حدود 5 تا 40 درصد از آن به صورت پسماند باقی می ماند که  اين پسماند به سرعت تخريب و اکسيد می شود.

 به کمک مواد و فن آوری های جديد برداشتن مؤثر رسوبات امکانپذير است. تمهيدات زيادی بايد اعمال شوند تا با انتخاب صحيح مواد، رسوبات قابل برداشت از سيستم حذف گردند.

دستورالعملی با عنوان عمليات استاندارد، برای تميز کردن، شستشو دادن و خالص نمودن سيال روانکار در سيستم های هيدروليک ASTMD 4174-89   در سال 1999 تنظيم شده است که برای شستشوی سيستم های هيدروليک به کار می رود. می توان دستورالعملی مشابه برای ساير سيستم های روانکار نيز تعريف نمود.

 ومن ا.. التوفيق

خرمشهر - خرداد 1386

جواد ثانيان پور

رئيس نگهداري و تعميرات شركت سايپا

کمیته ورزش

((   ن والقلم ومايسطرون  ))

 ره آوران پژواك دانش خرمشهر                                       تاريخ : 19/4/1387

 ( مركزمطالعات توسعه خرمشهر )                                   پيوست :  يك برگ

 رييس محترم اداره تربيت بدني شهرستان خرمشهر

جناب اقاي خنفري

باسلام ودعاي خير

                                                                                                                                            

      احتراما" ، عطف به مفادنامه شماره701/19 مورخ 16/4/1387 آن اداره محترم مبني برشرح وظايف كميته ورزشي ونحوه حمايت ازتيم هاي ورزشي شهرستان درموسسه      " ره آوران پژواك دانش خرمشهر "

  ( مركزمطالعات توسعه خرمشهر ) ، موارد مشروحه ( دوازده مورد ) بپوست مي باشد .اميداست باتوكل به خداوند متعال وهمكاري همه اقشارجامعه ، بخصوص مسولين ومردم شريف خرمشهردرريشه يابي موانع وامكانات بلقوه موجود ، شاهدرشد و تعالي همه جانبه خرمشهرقهرمان باشيم .

      مراتب جهت اطلاح وانعكاس به اداره كل تربيت بدني استان خوزستان براي هرگونه اقدام ودستورمقتضي ايفادمي گردد.

 

                                                                                          ومن ا.. التوفيق

                                                                                           جواد ثانيان پور

 

اهم اهداف كميته ورزش درموسسه ره آوران پژواك دانش خرمشهر به قرارذيل مي باشد :

 

1- تحليل معضل ورزش درسطح شهرستان باتوجه به پتانسيل ونيروي انساني مستعدموجود ازطريق نظرسنجي .

2 – تعيين ميزان علاقه مردم درمشاركت فعاليت هاي ورزشي درسطح شهرستان واستان وتقويت روحيه مشاركتي انان .

3 – انتقال انگيزه ورزشي ازميادين ورزش به محلات وزندگي روزمره مردم ازطريق مشاركت اعضاء ورزشكارموسسه دربرنامه هاي ورزشي اداره تربيت بدني .

4 – ايجادروحيه انگيزشي براي حضوربيشترتماشاگران درميادين ورزشي ازطريق قرعه كشي ودادن جوايزدرپايان هرمسابقه .

5 – شناسايي ومعرفي ورزشكاران وافراد خيرجهت همكاري بااداره تربيت بدني درسطح شهرستان واستان .

6 – تفقد ومعرفي افراد ممتازجهت تشكيل تيم هاي ورزشي مختلف مورد نيازشهرستان باهماهنگي اداره تربيت بدني ( تعامل با مسولين وورزشكاران )

7 – پيگيري نيازمنديهاي شهرستان براي حضورهرجه بيشترجوانان وبزرگسالان دررقابتهاي تورنمنتي ورزشي درسطح شهرستان ، استان وكشور با هماهنگي اداره تربيت بدني .

8 – مطالعه وضعيت موجودورزشي درشهرستان ومقايسه آن باشاخص هاي ورزشي استاندارد .

9- مشاركت درميادين ورزشي درقالب تيم هاي مردمي جهت تشويق وترقيب مردم به حضوردرفعاليتهاي ورزشي طي مناسبت هاي مختلف .

10- فعال نمودن پارك ها وفضاهاي سبزشهرداري جهت انجام فعاليت هاي ورزشي برنامه ريزي شده اداره تربيت بدني با همكاري شهرداري وادارات .

11- مشاركت درمسابقات ليگ هاي ورزشي درقالب تيم وانفرادي .

12 – معرفي و تشويق ورزشكاران وباشگاههاي نمونه ومدال اورشهرستان ، استان وكشورطي همايشهاي مختلف موسسه باهماهنگي اداره تربيت بدني .

        بديهي است هرگونه حمايت ازتيم هاي ورزشي وورزشكاران وكليه برنامه هاي ورزشي طبق اهداف تعيين شده دركميته ورزشي است وبراي برنامه هاي غيرازآنچه ذكرشده باهماهنگي اداره تربيت بدني خواهد بود .

   لازم به ذکراست فعالیت کمیته ورزشی موسسه برای برادران و خواهران می باشد .

                                                             موسسه ره آوران پژواك دانش خرمشهر

                                                                  ( مركزمطالعات توسعه خرمشهر )

                                                                                 جواد ثانيان پور

ترنم نیایش

خداوندا ، دوستاني دارم كه در اعماق قلبم جاي دارند، آنان شايسته محبتند و يادشان مايه آرامش ، در ميان خلق معدن خيرند و دارنده پاكترين خصوصيات، پس خداي من آنان را اكرام كن و بر صفات نيك آنان بيفزا.

از : اکرم محمدی

نامت چه بود؟ - آدم

فرزند؟ - من را نه مادري نه پدر بنويس اول يتيم عالم خلقت

محل تولد؟ - بهشت پاک

اينک محل سکونت؟ - زمين خاک

آن چيست بر گرده نهادي؟ - امانت است

قدت؟ - روزي چنان بلند که همسايه ي خدا اينک به قدر سايه ي بختم به روي خاک

اعضاي خانواده؟ - حواي خوب و پاک قابيل خشمناک ها بيل زير خاک

روز تولدت؟ - در روز جمعه اي به گمانم که روز عشق

رنگت؟ - اينک فقط سياه ز شرم چنان گناه

چشمت؟ - رنگي به رنگ بارش باران که ببارد ز آسمان

وزنت؟ - نه آن چنان سبک که پرم در هواي دوست نه آن چنان وزين که نشينم بر اين زمين

جنست؟ - نيمي مرا ز خاک نيم دگر خدا

شغلت؟ - در کار کشت اميدم به روي خاک

شاکي تو؟ - خدا

نام وکيل؟ - آن هم فقط خدا

جرمت؟ - يک سيب از درخت وسوسه

تنها همين؟ - همين!!!

حکمت؟ - تبعيد در زمين

همدست در گناه؟ - حواي آشن

ترسيده اي؟ - کمي

از چه؟ - که شوم من اسير خاک

آيا کسي به ملاقاتت آمده ست؟ - بلي

که؟ - گاهي فقط خدا

داري گلايه اي؟ - ديگر گلايه نه ولي . . .

ولي که چه؟ - حکمي چنين آن هم به يک گناه!!؟

دلتنگ گشته اي؟ - زياد

براي که؟ - تنها فقط خدا

آورده اي سند؟ - بلي

چه؟ - دو قطره اشک

داري تو ضامني؟ - بلي

چه کس؟ - تنها کسم خدا

در آخرين دفاع؟ - مي خوانمش چنان که ا جابت کند دعا

از :مریم بخشی