لبخند

شاد بودن فقط اين نيست که لبت بخندد و احساس کني شاد هستي،شاد بودن فعلي از جنس گذشت را معني ميکند،آري هرگاه لبي را خنداندي شاد بودن را احساس کن که اين شادي از جنس ديگري ست،هرگاه اشکي را جاري نساختي بدان کم از شاد بودن نيست،با ديگرا و براي ديگران بخند که شاد بودن ترجمه اي از با هم بودن است،هرگاه اشک را بروي گونه ات احساس کردي دور از چشم ديگران و ميان خلوت آن را رها کن که ناگاه دور از چشم تو کسي به اميد شاد بودن تو شاد باشد و با اشک تو دنياي خود ويرا ببيند


با بلورهاي چشمانت آشنا هستم
.
دلواپسي هايت را به من بگو ،
.
غمهايت را از آيينه حاشا مکن
.
در چشم جوشان من تماشا کن
.
من به تو نزديکتر از نامي هستم که تو را مي خوانند

مریم بخشی

سپیده

سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده ،

شايد گلي برويد شبيه آنچه در بهار بوييده ايم،

پس بنام زندگي هرگز مگو "هرگز"

از:اکرم محمدی